فال حافظ روزانه چهار شنبه 25 شهریور 1405 ، ویژه متولدین فروردین ، غزل حافظ شماره 230
اگر به باده مشکين دلم کشد شايد ، که بوي خير ز زهد ريا نمي آيد جهانيان همه گر منع من کنند از عشق ، من آن کنم که خداوندگار فرمايد طمع ز فيض کرامت مبر که خلق کريم ، گنه ببخشد و بر عاشقان ببخشايد مقيم حلقه ذکر است دل بدان اميد ، که حلقه اي ز سر زلف يار بگشايد تو را که حسن خداداده هست و حجله بخت ، چه حاجت است که مشاطه ات بيارايد چمن خوش است و هوا دلکش است و مي بي غش ، کنون بجز دل خوش هيچ در نمي بايد جميله ايست عروس جهان ولي هش دار ، که اين مخدره در عقد کس نمي آيد به لابه گفتمش اي ماه رخ چه باشد اگر ، به يک شکر ز تو دلخسته اي بياسايد
به خنده گفت که حافظ خداي را مپسند
،
که بوسه تو رخ ماه را بيالايد
تعبیر:
حرص و طمع را از خود دور کن. بیشتر از آنچه که داری نخواه. با فریب و ریاکاری نمی توانی به هدف برسی. باید ایمانی قوی و اراده ای راسخ داشته باشی. از لحظات زندگی خود لذت ببر.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 25 شهریور 1405 ، ویژه متولدین اردیبهشت ، غزل حافظ شماره 448
اي که در کوي خرابات مقامي داري ، جم وقت خودي ار دست به جامي داري اي که با زلف و رخ يار گذاري شب و روز ، فرصتت باد که خوش صبحي و شامي داري اي صبا سوختگان بر سر ره منتظرند ، گر از آن يار سفرکرده پيامي داري خال سرسبز تو خوش دانه عيشيست ولي ، بر کنار چمنش وه که چه دامي داري بوي جان از لب خندان قدح مي شنوم ، بشنو اي خواجه اگر زان که مشامي داري چون به هنگام وفا هيچ ثباتيت نبود ، مي کنم شکر که بر جور دوامي داري نام نيک ار طلبد از تو غريبي چه شود ، تويي امروز در اين شهر که نامي داري
بس دعاي سحرت مونس جان خواهد بود
،
تو که چون حافظ شبخيز غلامي داري
تعبیر:
مشکلاتی بر سر راه تو است که اگر اراده ای راسخ و قوی داشته باشی به زودی از بین می رود. تردید را از خود دور کن و عاقلانه فکر کن. خودخواهی را رها کن تا بتوانی به مقصود و محبوب خود برسی. به کسانی که به تو نیاز دارند کمک کن.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 25 شهریور 1405 ، ویژه متولدین خرداد ، غزل حافظ شماره 415
اي پيک راستان خبر يار ما بگو ، احوال گل به بلبل دستان سرا بگو ما محرمان خلوت انسيم غم مخور ، با يار آشنا سخن آشنا بگو برهم چو مي زد آن سر زلفين مشکبار ، با ما سر چه داشت ز بهر خدا بگو هر کس که گفت خاک در دوست توتياست ، گو اين سخن معاينه در چشم ما بگو آن کس که منع ما ز خرابات مي کند ، گو در حضور پير من اين ماجرا بگو گر ديگرت بر آن در دولت گذر بود ، بعد از اداي خدمت و عرض دعا بگو هر چند ما بديم تو ما را بدان مگير ، شاهانه ماجراي گناه گدا بگو بر اين فقير نامه آن محتشم بخوان ، با اين گدا حکايت آن پادشا بگو جان ها ز دام زلف چو بر خاک مي فشاند ، بر آن غريب ما چه گذشت اي صبا بگو جان پرور است قصه ارباب معرفت ، رمزي برو بپرس حديثي بيا بگو
حافظ گرت به مجلس او راه مي دهند
،
مي نوش و ترک زرق ز بهر خدا بگو
تعبیر:
مشکل خود را با دوستان در میان بگذار تا به تو کمک کنند. به تنهایی نمی توانی از سد مشکلات بگذری. غرور و خودپرستی را رها کن. از اعمال و رفتار گذشته درس عبرت بگیر تا اشتباهات گذشته را تکرار نکنی. بهتر است با کسی که او را دوست داری بطور مستقیم و با اخلاص صحبت کنی تا به نتیجه ی مطلوب برسی.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 25 شهریور 1405 ، ویژه متولدین تیر ، غزل حافظ شماره 363
دردم از يار است و درمان نيز هم ، دل فداي او شد و جان نيز هم اين که مي گويند آن خوشتر ز حسن ، يار ما اين دارد و آن نيز هم ياد باد آن کو به قصد خون ما ، عهد را بشکست و پيمان نيز هم دوستان در پرده مي گويم سخن ، گفته خواهد شد به دستان نيز هم چون سر آمد دولت شب هاي وصل ، بگذرد ايام هجران نيز هم هر دو عالم يک فروغ روي اوست ، گفتمت پيدا و پنهان نيز هم اعتمادي نيست بر کار جهان ، بلکه بر گردون گردان نيز هم عاشق از قاضي نترسد مي بيار ، بلکه از يرغوي ديوان نيز هم
محتسب داند که حافظ عاشق است
،
و آصف ملک سليمان نيز هم
تعبیر:
کار خود را به تقدیر واگذار نکن و کاری را که شروع کردی با ایمان و استواری ادامه بده. به دنبال هر شکستی پیروزی است پس قدر لحظات را بدان و بیهوده آن ها را به هدر نده تا نادم و پشیمان نشوی.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 25 شهریور 1405 ، ویژه متولدین مرداد ، غزل حافظ شماره 24
مطلب طاعت و پيمان و صلاح از من مست ، که به پيمانه کشي شهره شدم روز الست من همان دم که وضو ساختم از چشمه عشق ، چارتکبير زدم يک سره بر هر چه که هست مي بده تا دهمت آگهي از سر قضا ، که به روي که شدم عاشق و از بوي که مست کمر کوه کم است از کمر مور اين جا ، نااميد از در رحمت مشو اي باده پرست بجز آن نرگس مستانه که چشمش مرساد ، زير اين طارم فيروزه کسي خوش ننشست جان فداي دهنش باد که در باغ نظر ، چمن آراي جهان خوشتر از اين غنچه نبست
حافظ از دولت عشق تو سليماني شد
،
يعني از وصل تواش نيست بجز باد به دست
تعبیر:
بسیار امیدوار باش زیرا حتماً به موفقیت دست پیدا خواهی کرد. دوست واقعی خود را بشناس و به هرکس اعتماد نکن. غرور و تکبر تو را دچار دردسر خواهد کرد.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 25 شهریور 1405 ، ویژه متولدین شهریور ، غزل حافظ شماره 88
شنيده ام سخني خوش که پير کنعان گفت ، فراق يار نه آن مي کند که بتوان گفت حديث هول قيامت که گفت واعظ شهر ، کنايتيست که از روزگار هجران گفت نشان يار سفرکرده از که پرسم باز ، که هر چه گفت بريد صبا پريشان گفت فغان که آن مه نامهربان مهرگسل ، به ترک صحبت ياران خود چه آسان گفت من و مقام رضا بعد از اين و شکر رقيب ، که دل به درد تو خو کرد و ترک درمان گفت غم کهن به مي سالخورده دفع کنيد ، که تخم خوشدلي اين است پير دهقان گفت گره به باد مزن گر چه بر مراد رود ، که اين سخن به مثل باد با سليمان گفت به مهلتي که سپهرت دهد ز راه مرو ، تو را که گفت که اين زال ترک دستان گفت مزن ز چون و چرا دم که بنده مقبل ، قبول کرد به جان هر سخن که جانان گفت
که گفت حافظ از انديشه تو آمد باز
،
من اين نگفته ام آن کس که گفت بهتان گفت
تعبیر:
عزیزی را از دست داده ای. هدف و آرزوی خود را گم کرده ای. بیهوده غمگین نباش و واقعیت ها را بپذیر و به آنچه داری رضایت بده و قانع باش. اسیر احساسات خود نباش که نتیجه ای ندارد.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 25 شهریور 1405 ، ویژه متولدین مهر ، غزل حافظ شماره 245
الا اي طوطي گوياي اسرار ، مبادا خاليت شکر ز منقار سرت سبز و دلت خوش باد جاويد ، که خوش نقشي نمودي از خط يار سخن سربسته گفتي با حريفان ، خدا را زين معما پرده بردار به روي ما زن از ساغر گلابي ، که خواب آلوده ايم اي بخت بيدار چه ره بود اين که زد در پرده مطرب ، که مي رقصند با هم مست و هشيار از آن افيون که ساقي در مي افکند ، حريفان را نه سر ماند نه دستار سکندر را نمي بخشند آبي ، به زور و زر ميسر نيست اين کار بيا و حال اهل درد بشنو ، به لفظ اندک و معني بسيار بت چيني عدوي دين و دل هاست ، خداوندا دل و دينم نگه دار به مستوران مگو اسرار مستي ، حديث جان مگو با نقش ديوار به يمن دولت منصور شاهي ، علم شد حافظ اندر نظم اشعار
خداوندي به جاي بندگان کرد
،
خداوندا ز آفاتش نگه دار
تعبیر:
امیدوار باش زیرا به هدف خود می رسی. باید صمیمیت و صداقت خود را نشان دهی و با عقل و درایت پیش بروی. با هر کس اسرار خود را در میان نگذار. عشق و محبت با پول و ثروت بدست نمی آید. به لطف خدا امیدوار باش.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 25 شهریور 1405 ، ویژه متولدین آبان ، غزل حافظ شماره 489
اي در رخ تو پيدا انوار پادشاهي ، در فکرت تو پنهان صد حکمت الهي کلک تو بارک الله بر ملک و دين گشاده ، صد چشمه آب حيوان از قطره سياهي بر اهرمن نتابد انوار اسم اعظم ، ملک آن توست و خاتم فرماي هر چه خواهي در حکمت سليمان هر کس که شک نمايد ، بر عقل و دانش او خندند مرغ و ماهي باز ار چه گاه گاهي بر سر نهد کلاهي ، مرغان قاف دانند آيين پادشاهي تيغي که آسمانش از فيض خود دهد آب ، تنها جهان بگيرد بي منت سپاهي کلک تو خوش نويسد در شان يار و اغيار ، تعويذ جان فزايي افسون عمر کاهي اي عنصر تو مخلوق از کيمياي عزت ، و اي دولت تو ايمن از وصمت تباهي ساقي بيار آبي از چشمه خرابات ، تا خرقه ها بشوييم از عجب خانقاهي عمريست پادشاها کز مي تهيست جامم ، اينک ز بنده دعوي و از محتسب گواهي گر پرتوي ز تيغت بر کان و معدن افتد ، ياقوت سرخ رو را بخشند رنگ کاهي دانم دلت ببخشد بر عجز شب نشينان ، گر حال بنده پرسي از باد صبحگاهي جايي که برق عصيان بر آدم صفي زد ، ما را چگونه زيبد دعوي بي گناهي
حافظ چو پادشاهت گه گاه مي برد نام
،
رنجش ز بخت منما بازآ به عذرخواهي
تعبیر:
بخت و اقبال و سعادت همراه تو است. به زودی به کام و آرزوی خود می رسی. در هنگام توانایی و سعادت به نیازمندان خدمت کن تا به این وسیله از نعمت های خداوند سپاسگزار باشی. غرور و خودپسندی را از خود دور کن.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 25 شهریور 1405 ، ویژه متولدین آذر ، غزل حافظ شماره 36
تا سر زلف تو در دست نسيم افتادست ، دل سودازده از غصه دو نيم افتادست چشم جادوي تو خود عين سواد سحر است ، ليکن اين هست که اين نسخه سقيم افتادست در خم زلف تو آن خال سيه داني چيست ، نقطه دوده که در حلقه جيم افتادست زلف مشکين تو در گلشن فردوس عذار ، چيست طاووس که در باغ نعيم افتادست دل من در هوس روي تو اي مونس جان ، خاک راهيست که در دست نسيم افتادست همچو گرد اين تن خاکي نتواند برخاست ، از سر کوي تو زان رو که عظيم افتادست سايه قد تو بر قالبم اي عيسي دم ، عکس روحيست که بر عظم رميم افتادست آن که جز کعبه مقامش نبد از ياد لبت ، بر در ميکده ديدم که مقيم افتادست
حافظ گمشده را با غمت اي يار عزيز
،
اتحاديست که در عهد قديم افتادست
تعبیر:
مشکلات زندگی را بزرگ و غیر قابل حل ندان زیرا همه مشکلات در سایه ی تلاش و لطف خداوند حل خواهند شد. صبر و تحمل و ایمان به خدا را فراموش نکن و نا امید نباش.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 25 شهریور 1405 ، ویژه متولدین دی ، غزل حافظ شماره 49
روضه خلد برين خلوت درويشان است ، مايه محتشمي خدمت درويشان است گنج عزلت که طلسمات عجايب دارد ، فتح آن در نظر رحمت درويشان است قصر فردوس که رضوانش به درباني رفت ، منظري از چمن نزهت درويشان است آن چه زر مي شود از پرتو آن قلب سياه ، کيمياييست که در صحبت درويشان است آن که پيشش بنهد تاج تکبر خورشيد ، کبرياييست که در حشمت درويشان است دولتي را که نباشد غم از آسيب زوال ، بي تکلف بشنو دولت درويشان است خسروان قبله حاجات جهانند ولي ، سببش بندگي حضرت درويشان است روي مقصود که شاهان به دعا مي طلبند ، مظهرش آينه طلعت درويشان است از کران تا به کران لشکر ظلم است ولي ، از ازل تا به ابد فرصت درويشان است اي توانگر مفروش اين همه نخوت که تو را ، سر و زر در کنف همت درويشان است گنج قارون که فرو مي شود از قهر هنوز ، خوانده باشي که هم از غيرت درويشان است من غلام نظر آصف عهدم کو را ، صورت خواجگي و سيرت درويشان است
حافظ ار آب حيات ازلي مي خواهي
،
منبعش خاک در خلوت درويشان است
تعبیر:
فریب مال و منال دنیا را نخور و در پی آرزوهای دور و دراز نباش. با قناعت و سادگی زندگی کردن بهتر از زندگی ای است که هر روزش پر از سختی و غم است. تکبر و غرور را رها کن و با ایمان باش.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 25 شهریور 1405 ، ویژه متولدین بهمن ، غزل حافظ شماره 203
سال ها دفتر ما در گرو صهبا بود ، رونق ميکده از درس و دعاي ما بود نيکي پير مغان بين که چو ما بدمستان ، هر چه کرديم به چشم کرمش زيبا بود دفتر دانش ما جمله بشوييد به مي ، که فلک ديدم و در قصد دل دانا بود از بتان آن طلب ار حسن شناسي اي دل ، کاين کسي گفت که در علم نظر بينا بود دل چو پرگار به هر سو دوراني مي کرد ، و اندر آن دايره سرگشته پابرجا بود مطرب از درد محبت عملي مي پرداخت ، که حکيمان جهان را مژه خون پالا بود مي شکفتم ز طرب زان که چو گل بر لب جوي ، بر سرم سايه آن سرو سهي بالا بود پير گلرنگ من اندر حق ازرق پوشان ، رخصت خبث نداد ار نه حکايت ها بود
قلب اندوده حافظ بر او خرج نشد
،
کاين معامل به همه عيب نهان بينا بود
تعبیر:
از اشتباهات گذشته پند بگیر. هر شکستی مقدمه ی پیروزی است. عقل و دانش تنها کافی نیست، بلکه تجربه و ایمان هم لازمه ی کار است. با توکل به خدا در کارها کوشش کن تا به هدف برسی.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 25 شهریور 1405 ، ویژه متولدین اسفند ، غزل حافظ شماره 421
در سراي مغان رفته بود و آب زده ، نشسته پير و صلايي به شيخ و شاب زده سبوکشان همه در بندگيش بسته کمر ، ولي ز ترک کله چتر بر سحاب زده شعاع جام و قدح نور ماه پوشيده ، عذار مغبچگان راه آفتاب زده عروس بخت در آن حجله با هزاران ناز ، شکسته کسمه و بر برگ گل گلاب زده گرفته ساغر عشرت فرشته رحمت ، ز جرعه بر رخ حور و پري گلاب زده ز شور و عربده شاهدان شيرين کار ، شکر شکسته سمن ريخته رباب زده سلام کردم و با من به روي خندان گفت ، که اي خمارکش مفلس شراب زده که اين کند که تو کردي به ضعف همت و راي ، ز گنج خانه شده خيمه بر خراب زده وصال دولت بيدار ترسمت ندهند ، که خفته اي تو در آغوش بخت خواب زده بيا به ميکده حافظ که بر تو عرضه کنم ، هزار صف ز دعاهاي مستجاب زده فلک جنيبه کش شاه نصره الدين است ، بيا ببين ملکش دست در رکاب زده
خرد که ملهم غيب است بهر کسب شرف
،
ز بام عرش صدش بوسه بر جناب زده
تعبیر:
سعادت و نیکبختی در انتظار تو است به شرط آن که غفلت نورزی و از لحظات زندگی به درستی بهره بگیری و تصمیمات عاقلانه بگیری. با پیران خردمند مشورت کن و عجولانه تصمیم گیری نکن. به خداوند توکل کن.